محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
73
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
حسى آن اطلاق مىيابد . به عنوان مثال با مشاهده اهرام به شناخت فراعنه و تاريخ آنها دست مىيابيم و با مطالعه نظام حاكم بر جهان به وجود ناظم پى مىبريم . عقل اكتسابى حقايق تجربى را اثبات مىكند و امام عليه السّلام نيز به اين موضوع اشاره مىكند : « عقل حفظ تجارب است » « 1 » و « داناترين مردم آن كسى كه دانش مردم را به دانش خود بيافزايد . » « 2 » و « دانش بسيار بيشتر از آن است كه مورد احاطه قرار گيرد ؛ پس از هر چيزى بهترينش را برگيريد . » « 3 » سخنان امام عليه السّلام به طور آشكارا منكر اين باور هستند كه مسلمانان بايد به علم و ميراث گذشتگان خود اكتفا كنند . امام على عليه السّلام علم و معرفت را ابزارى براى عمل مىداند و حتى شناخت خدا را در راستاى عمل به اوامر و نواهى او شمرده و چنين شناختى را موجب ثواب و عقاب مىخواند . همو علم بدون عمل را توهمى ناسره معرفى مىكند : « علم بايد با عمل همراه باشد و آن كه آموخت ، بايد به كار بندد . علم ، عمل را صدا مىزند ، در صورتى كه جوابش دهد و گرنه از نزدش دور شده و مىرود . » « 4 » دكتر زكى نجيب محمود به نقل از گروهى از فيلسوفان معاصر مىگويد : « هر كدام از علم و عمل به يكديگر گره
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه : نامه 31 . ( 2 ) . اين حديث در نهجالبلاغه يافت نشد . المحاسن ، برقى : 1 / 230 ، ح 173 ؛ من لا يحضره الفقيه : 4 / 395 ؛ امالى ، شيخ صدوق : 73 ، ح 4 ؛ معانى الاخبار : 195 ، ح 1 ؛ الاربعون حديثا ، شهيد اول : 55 ، ح 24 . ( 3 ) . اين حديث در نهجالبلاغه يافت نشد . كنز الفوائد : 2 / 31 ؛ بحار الانوار : 1 / 219 ، ح 50 ؛ تاريخ دمشق : 381 . ( 4 ) . « العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل و العلم يهتف بالعمل فإن أجابه و إلّا ارتحل عنه » نهجالبلاغه : قصار 365 .